امروز 6 اردیبهشت ماه 1391 و من بعد از مدتها اومدم که یاد ایام کنم از آخرین پستی گذاشتم خیلی می گذره الان که دارم می نویسم خیلی اتفاقات خوب و بد افتاده از بهترینش بگم که به دنیا اومدن یگانه فرزندمون هیراد جووووووووووونمونه .بله ایشون یعنی این پسر خوشگل و خوشتیپ 19 مرداد 1390 بدنیا اومدن از اومدنمون به تهران از اندیشه یعنی برگشتمون.الانم به دنبال خونه هستیم.
مهرشاد
happy valentine day
ديروز روز عشاق بود ومن اين روز را به همه ي عاشقان و عشقاي دنيا بالاخص عشق دوست داشتني خودم مهساي خودم تبريك مي گم و خوشحالم كه يه ولنتاين ديگه با عشق بسيار گذشت و همينجا مي گم عاشقققققققققققققققققققتتتتتتتتتتتتتتتتمممممممممممممممممممممممم عزيزم
مهرشاد تو
انگار همین 1 ساعت پیش بود که زنگ می زد می گفت بابا کجایی رفتی سر کلاس سردت شده یا نه درس می خونی بابا.امروز رفتم ثبت نام دانشگاه همون رشته ای که دوست داشت من بخونم.اما هر چی صبر کردم تلفنم زنگ نخورد بگه بابا چیکار کردی .یک سال با تمام سختیش و هیاهوش و سکوتش گذشت اما برای تو چطور گذشت.جات آرومه بابایی. الهی بمیرم بابا سردت شده .قول می دم مایه سر بلندیت بشم بابا .قول میدم وجودم باعث آرامشت بشه و مدارج سربلندیتو طی کنم.راستی دیشب خوابتو دیدم قول دادی همه چیو درست کنی.خوشحال بودی ومنم از خوشحالیت خوشحالم.
روحت قرین آرامش باد
پسرت مهرشاد
دعام کن لطفا
20بهمن ماه 1388
ماه من غصه چرا ؟؟؟
آسمان را بنگر، که هنوز، بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست، گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد
یا زمینی را که، دلش از سردی شبهای خزان نه شکست و نه گرفت
بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید
و در آغاز بهار، دشتی از یاس سپید، زیر پاهامان ریخت
تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست
ماه من غصه چرا؟؟
تو مرا داری و من هر شب و روز، آرزویم همه خوشبختی توست
ماه من، دل به غم دادن و از یاس سخنها گفتن
کار آنهایی نیست که خدا را دارند
ماه من، غم و اندوه اگر هم روزی، مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات از لب پنجره عشق، زمین خورد و شکست
با نگاهت به خدا چتر شادی وا کن
و بگو با دل خود که خدا هست، خدا هست هنوز
او همانیست که در تارترین لحظه شب، راه نورانی امید نشانم می داد
او همانیست که هر لحظه دلش میخواهد همه زندگی ام، غرق شادی باشد
ماه من...
غصه اگر هست بگو تا باشد
معنی خوشبختی، بودن اندوه است
اینهمه غصه و غم، اینهمه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه ،میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچین، ولی از یاد مبر
پشت هر کوه بلند سبزه زاری است پر از یاد خدا
و در آن باز کسی می خواند
که خدا هست
خدا هست
خدا هست هنوز......
مهسا
تو
با نوشخند مهر
با واژۀ محبت
فرسوده جان محتضرم را ز بند درد
ازاد مي كني
و با نوازشت
اين خشكزار خاطره ام را
آباد مي كني
با سدي از سكوت
در من رساترين تلاطم ساكن را
بنياد مي كني
با اين سكوت سخت هراس انگيز
بيداد مي كني ...
تولدت مبارك محبوب هميشگي من
مهساي تو
اومدم بگم خبري نيست جز دوري از دوستان اونهم فقط و فقط بخاطر روزمرگي كه هممون گرفتارش شديمو عجب داره كه هر چي دست و پا مي زنيم كه از دستش رهاشيم بيشتر گرفتارش مي شيم.ميدويم كه به آرامش برسيم اما هر چه مي دويم كمتر رنگ آرامش واقعي رو مي بينيم.امروز مي گذردو ما به فكر فرداييم غافل از اينكه فردا هم مي ايدو ما به فكر فرداشيم.
مهرشاد
ظهر آدينه
در ابتدا خدايا مرسييييييييييييييييييييييي
تو اين هفته اي كه گذشت يكي ديگه از بزرگترين اتفاقات زندگيم رخ داد و اونم اينه كه دانشگاه قبول شدم(برق -الكترونيك).10/06/1388.خيلي خوشحال شدم اونقدر كه حتي به مشكلاتشو مشكلاتم فكر هم نكردم چون عزممو جزم كردم.اومدم بگم احتياج مبرم بيشتر از پيش محتاج دعاي مهربانتان هستم.البته من هر چي دارم از دعاي پر مهرو محبتتونه ولي بازم التماس دعا من رشتمو خيلي دوست دارم.در ضمن از همهي اونايي كه كمكم كردن بالاخص همسر صبور و مهربانم مادرم و همه و همه از صميم قلب ممنونم .در پايان مهسا جان بابت همه چيز مرسي چون زياده اسم نمي برم. دوستام كه باهام همراه بودنو مشوقم بودن مرسي.البته تعريف از خود نباشه من فقط 2 ماه خوندم همه هم ميدونن چرا.
دعام كنيد
مرسي
مهرشاد
فقط و فقط اومدم میلاد با سعادت یگانه هستیه زندگی من طعم خوش لحظه های من را تبریک بگم و آرزو میکنم. نگاه شیرینت همیشه جاویدان بماند و همیشه شادیت را نظارهگر باشم.
گلم تولدت مبارک
نمي دانم در زندگي همه اين طور است يا براي من ابن طور بود كه هيچ كدام از تغيير وتحول هاي زندگي ام تدريجي نبود . همه آن قدر سريع و بدون زمينه انجام شد كه مدت ها بعد مهلت مي شد باورشان كنم در انها دقيق بشوم و بينديشم . مثل سفر مكه . قبولي دانشگاه . دوستيمون . ازدواجمون و تغيير خونه اي كه خيلي دوستش داشتيم و.... وحالا يك سال از شروع عاشقانه ي زندگيمون مي گذرد وما فردا سالگرد اين روز را به بهانه ي روزهاي با آرامشي كه داشتيم جشن كوچكي مي گيريم و من براي تو دعا نمي كنم كه زندگي ات پر از لحظات زيبا باشد دعا مي كنم كه زيبايي لحظات زندگي ات جاويد بماند . و هميشه خاطرت باشد كه من شاخه ي ترد پيچكي هستم كه آويخته به وجود تو شكل مي گيرد و لذت اين آويختن با سرشتم قرين شد و زندگي پيچك وقتي به چيزي آويخت جدايي آن امكان پذير نيست و اصلا حيات پيچك يعني آويختن ......
مباركت باشه عشق ابدي منمهساي تو
دلم واسه يه نون سنگك يه هواي باروني و پاييزي يه ماه رمضون بالاي توچال تنگ شده ......
مهساي تو